اشک - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
یکم پیش رسیدم بابا داشت فیلم نگا میکرد فیلم زیر پای مادر رو داشت نشون میداد داشتم فیلم و نگا میکردم مرده و زنه داشتن حرف میزدن یکم احساسی بود یدفه بابا گفت چته ؟ گفتم چی؟ هیچی چطور مگه گفت چشمات به خودم اومدم دیدم چشام پر اشک شده بدجور موندم چی بگم بهش لیوان اب دستم بود گفتم اب پریده گلوم یلحظه نفسم...
اینروزا - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
اینروزا حالم اصلا خوب نیست خیلی سعی میکنم یکم خوب نشون بدم سعی میکنم کسی نفهمه حال بدم رو یکی دو روز اول که برگشتم نمیشد اصلا تقریبا همه میدونستن یچیزیم هست حال و روزم افتضاح بود نمیتونستم چند دیقه رو
روز بد - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
امروز روز افتضاحی بود برام کلا همه چی برام بد بود از اولش که بیدار شدم تا این لحظه عصری تو خیابون دعوام شد یکم زیادی بی اعصاب شدم سه نفر بودن اونا من تنها یه پیکان بود یدفه ای اومد بپیچه سمت چپ دور بز
بعد دیدنت - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
امروز بعد از چند وقت دیدمت بعدش کلی صحبت کردیم شبش حالم نسبت به شبای قبل خیلی بهتر بود فک نکنم تو این چندوقت هیچ وعده غذایی اندازه امشب خورده باشم از بشقاب برنجم فقط یکم موند که نسبت به این مدت میشه گ
صدات - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
هنوزم صدات حرف زدن باهات ارومم میکنه یه انرژی خاصی میده بهم امروز زنگ زدی وقتی حرف میزنی صدات رو میشنوم تهه دلم یکم روشن میشه یکم امیدوار میشم به همه چی یکم ارامش میگیرم تو اینروزای لعنتیچند دیقه ای حرف زدیم حال بابا رو پرسیدی و چیزای دیگه چند ثانیه هردو ساکت شدیم یدفه قط کردی خیلی راحت میتونستی بگی...
جمعه - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
دیروز حسم دقیقا مثل وقتایی بود که میرفتین سیمین مطمعن بودم رفتین اونجا حسم دقیقا مثل قبلنا بود امروزم که جمعه بود دقیقا همونجور بیحال لامصب از وقتی که بیدار میشم معلومه روز خوبی نیست امروز دکتره که به
بابا - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
دیشب باهم صحبت میکردیم قرار شد من برم شام و بعدش زنگ بزنم بهت رفتم خونه بابا حالش خوب نبود دیدم نمیشه بردیمش بیمارستان دوازده اینا بود زنگ زده بودی گوشیم تو ماشین بود ساعت یک رفتم گوشی و برداشتم زنگ ز
از دلت بپرس مال کیست؟ - تاریخ: 1398/2/28 ساعت: 18:24
تـُــو مــال ِ منــیخُودم کشفَت کرده ام تـُــو با مـَن مــی خندیبا مـَن گریه ِ مــی کنیدرد دلَت را به ِ مـَن مــی گویــیدیـوانـهدلَت برایِ مـَن تـَنگ مــی شودضربان قلبت با مـَن بالا مــی رودبا سُکوتَم
دل تنگی - تاریخ: 1398/2/28 ساعت: 18:24
اینروزا خیلی دلتنگتم خیلی دلم هواتو کرده تو عمرم هیچوقت به اندازه الان دلتنگ نبودم کاش میشد ببینمت کاش میشد بغلت کنم ولی نمیشه فعلا چندروز دیگه هم باید صبر کنم انقدر نامرد هم هستی که جرات نمیکنم بگم یه عکس بفرس یا تماس تصویری...خیلی خیلی دوست دارم دلتنگتم
حال بد - تاریخ: 1398/2/28 ساعت: 18:24
امشب حالم خیلی بده خیلی بابا امروز اومد حالش اصلا خوب نبود نفسش اذیتش میکرد دوس داشتم بمیرم فیلم یوسف رو نشون میده هرچیزی نشون میده بغضم میگیره کاش امشب بودی باهات حرف میزدم یکم اروم میشدم کاش میشد
قرص ارامبخش - تاریخ: 1398/2/28 ساعت: 18:24
بعضی دردها تو زندگی هست که با هیچ دارویی درمان نمیشه، فقط با بودن آدم هایی تسکین پیدا می کنه که مثل قرص آرامبخش می موننآدمایی که تو صداشون، تو حرفاشون یه نیروی خدادادی هست که بهت آرامش میدهفقط کافیه چند کلمه ای باهاشون صحبت کنی تا دردهات رو فراموش کنیآدمایی که کنارشون زمان بی معنا میشه و زندگی یه طع...
. - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:14
اگر زنی را نیافتهای که با رفتنش نابود شوی... تمام زندگیات را باختهای... این را منی میگویم که روزهایم را زنی برده است جایی دور... پیچیده دور گیسوانش... آویخته بر گردن... سنجاق کرده روی سینه... یا ریخته پای گلدانهاش... باقی را هم گذاشته توی کمد... برای روز مباداu200e.u200e..

برچسب‌های مرتبط

io games | 223 ammo | net framework | 22 ammo | 22 pistol | 22 rifle |